این وبلاگ فقط برای شادی شما عزیزان میباشد. پیامک های روز زن و روز مردووو همون موقع ها میذارم که جذاب باشه. امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه.

مادر زیبای من دوستت دارم.
مادر تویی تمام زندگیم
مادرتویی تمام امیدم
مادرتویی نور دو عینم
مادر تویی تمام هستی و نیستی من
مادر تو نباشی من هم نخواهم بود.
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
رشتیه با خانمش دعواش میشه دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه خانمش میگه با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
- رمضان آمد و روان بگذشت ………. . بود ماهي به يک زمان بگذشت
شب قدري به عارفان بنمود .......... . اين معاني از آن بيان بگذشت
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات عید سعید فطر را تبریک عرض می نماییم. " عید سعید فطر مبارک "
عید رمضان آمد وماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت 
دیدار نگار عاشقان می خواهم
وصل گل نرگس از خدا میخواهم . عید شما مبارک 
عید سعید فطر بر شما پاک فطرتان خدا جوی مبارکباد.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صدحیف ازاین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود
جمعه و روزه و افطار، دلم می سوزد
آه از این دوری دلدار، دلم می سوزد
رمضان است و سر خوان خدا، یار کجاست
آه از این درد دل آزار، دلم می سوزد
وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد
روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود 
مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت
من آيا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدي من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم
بيايم در رکاب تو بميرم 
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات 
آقا بيا به خاطر باران ظهور کن
ما را از اين هواي سراسيمه دور کن
وقتي براي بدرقه عشق مي روي
از کوچه هاي خسته ما هم عبور کن 
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد 
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی
برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی 
سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه عاشورا
حضرت علی اکبر(علیه السلام) خجسته باد
حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک باد.
اکبر که گل حمیده فاطمه است
نور دل نور دیده فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد
او لاله پروریده فاطمه است
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
از دامان لیلا گلى بر آمد
شبیه حضرت پیغمبر آمد
نور دل زینب اطهرآمد
لشکر کربلا را افسر آمد
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
ای نور خاندان نبوت جمال تو
ای فخر دودمان امامت کمال تو
ای اشبه تمام خلایق بخلق و خلق
بر خاتم نبوت و حسن خصال تو
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
این سرو قد باغ جنان است، مهِ افلاک
این جان حسین است و نبی، لؤلو لولاک
این دلبر زهرا بود و زاده لیلاست
دارد ز محمد نسب و منطق و ادراک
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
اشقان را دلبری هست بی مثال
جمله اند شیدای آن حسن و کمال
عالمی دلخواه وصلش، کیست او
این بود آل محمد اکبر نیکو خصال
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
ز فرزند امیرالمؤمنین و زادهْ زهرا
شبیه روی بیغمبر ، علی اکبر آورده
به شام یازده ْشعبان عیان شد آن مه تابان
خرد گفتا حسین از ماه گردون بهتر آورده
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
امروز که روز بعثت احمد باشد
مشمول همه عطای سرمد باشد
یا رب چه شود طلوع فجر فردا
صبح فرج آل محمد باشد
حق معرفتی به هر نگاهم داده
در حلقه عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش یک چیز است
ایرانی ام و رضا ع پناهم داده
تا خدا بنده نواز است
به خلقش چه نیاز است
دردانه کعــبه چون به امکان آمد
کار همه شیعیان به سامان آمد
خورشید ولایت از افق طالع شد
بر پیکر بی جان جـهان جان آمد
امشب که بین خلق لیل الرغائب است
دانی چه چیز آرزوی قلب صاحب است
ای کاش روز جمعه که از راه می رسد
دیگر کسی نگوید ارباب غائب است
بازم میذارم
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
یک روز یک قزوینی میره خونه یک پولداره برای دزدی و 200 میلیون از یه قزوینی پرسیدند وصیتت چیه ؟ قزوینیه گفت : جنازه ام رو بسوزانید و با خاکسترش پودر بچه درست کنید دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟ یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید امام جمعه قزوين رو برق مي گيره .. همه ي اونايي كه پشت سرش بودن ميميرن ... شنیدین که قزوینی ها میخوان برن برره عروسی کنن که شب پیش برادر زنشون بخوابن. يه روز به يه قزوينيه مي گن چرا زن نگرفتي !! مي گه: هنوز برادرزن مورد علاقه مو پيدا نكردم . قزوینیه میره قم می بینه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شوید،میره اول شهر خودش مینویسه با رکوع وارد شوید... قزوينيا بن لادن رو دستگير ميكنن.زنگ ميزنن به جرج بوش ميگن كامران و هومن رو تحويل بده بن لادن رو بگير. يه روز شهردار قزوين تصميم گرفت كه براي جلوگيري از انحراف جنسي مردم و هدايتشون بالام جان ، خودش كه اينه ، ببين ديگه پسرش چي ميشه؟؟؟؟؟؟؟ روي در ورودي دروازه قزوين نوشته شده پشتگرمي شما مايه دلگرمي ما مي باشد. از يك قزويني ميپرسن كه جايزه بانك در قزوين چيه؟ گفت كليد يك باب مهد كودك؟؟!!! بازم میذارم
پول نقد دزدی میکنه و فرار میکنه
بعد زنگ میزنه به صابخونه و میگه بچه رو بیارین و
دویست میلیون رو ببرید








به راه طبيعي !!! ، مجسمه يه زن.... و خيلي قشنگ رو وسط ميدون شهر نصب كنه
وقتي ماموران شهرداري در حال نصب مجسمه بودن ،
گزارشگر صدا و سيما از يكي از عابرين پرسيد:
ببخشيد آقا ، نظر شما در مورد اين اقدام شهرداري چيه ؟
قزوينيه نگاهي به مجسمه انداخت و بعد در حاليكه چشماش از خوشحالي برق ميزد گفت 



برچسب:
نویسنده: ali beigi156
با من ازدواج میکنى ؟
این خونه
. ̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌l̡̡̡̡.__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̡
اینم پول
اینم خودم
با من ازدواج میکنى ؟

|""""""""""|_:!""-.,
"@@"""""" ""@""
ده تن آجر فدای زیر بنای وجودت
0
----|/.....
][
می دونی این چیه پشتم قایم کردم
.
.
.
.
.
---{-@
/0
|
][
این گل مال تو
Tik….Tak….Tik….Tak….
. 12 .
9 __ / 3
. 6 .
با هر تيك يادت ميوفتم و با هر تيك دلتنگت ميشم
دستاتو سفت گرفتم که یهو گمت نکم آخه بی تو من تنهام
()' "' '()
( ' ; ' ) .,'@,
=(,,)=("')===:',@,'@
t_!_J '@;

تايتانيك
با همه مسافراش
فدات
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
نه تو دروغگو نیستی
من حواسم پرت است!
گفته بودی دوستم داری بی اندازه
خوب که فکر می کنم
تازه می فهمم که “بی اندازه” یعنی چه!
خودت خوب می دانی !؟ به رویت نیاوردم !
از همان زمانی که جای تو به من گفتی : شما
فهمیدم پای او در میان است
اگر روزی دشمن پیداکردی ، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان دربرابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی ، بدان قیمتت بالاست
این روزها از حوالیِ تو ، بوهایی به مشامم می رسد
نکند بوی خیانت جایش را به عطر خوشت داده باشد
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !

به تو که فکر می کنم
بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم
تسلیت قلب صبورم …
آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را نامردی می خوانند
اینجا زمین است ، زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی
فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنیست …
هر روز این عشق یک طرفه را طی می کنم
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار
نترس جریمه اش با من !
دوستت دارم را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت میکردی یا عدالت ؟!!
اگه دوست داشتی نظر یادت نره
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
عاشقی مان مثل بازی حکم بود که…
مـــــن از دِل مایه گذاشتم
و تو از خشت!!!
وقتی رفتی دلم بد جور شکست ، طوری که نمیدانم وقتی بیایی کدام تکه اش خوشحال میشود
عزیزم
من هم
مثل بقیه ی عاشـــــق ها
از تو یـــــادگاری دارم
اما
مال من
با یادگاری های بقیه فرق دارد
یــــــادگــــــاری مــــن
از تو
قلبی پر از درد اســـــت …
ای کاش تو بودی تا من هم چیزی برای از دست دادن داشتم . . .
جای خالی ات همه دنیای ِ منو گرفته…
یه مردی بیاد دست این خاطره ها را بگیره ببرتشون پارک . . .
من را کلافه کرده ا ند!
از بس به جانم نق میزنند…
این گذر خاطرات خسته ام کرده اند…
این روزها که به خاطر مشکلات زندگی بی حواس راه میری دقت کن خودت را در دل کسی نیندازی، مردم امروز فقط همـــزبان میخواهند نه همـــدرد…
در دلم جایی برای نفرین و کینه نیست…
به دلم گفتم:
با تمام خورد شدنت هیچ وقت یادت نرود که…
“روزی خوشحالی اش آمال آرزویت بود”…
دل ِ من ”
به جا مانده ای بیچاره ! هیچکس مسئولیت خورد شدنت رابه عهده نمیگیرد . . .
زمانی که با مشتش قلبم را می شکست . . .
تمام فکرم این بود که دستش زخم نشود …
.
شکستگی نشان ِ دفع بلاست . . . ولی این حقیقت تلخ را دلم باور نمیکند … 
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
مــن مي بافم ...
تــو مي بافي ...
مــن براي تــو کلاه
تا سرت را گرم کنم ...
تــو براي مـن دروغ
تا دلم را گرم کني
شيرين نميشود طعم تلخ دروغ هايي که به خوردم دادي........!!!!!!!
گرگه در خونه بزبزقندي رو ميزنه؟
شنگول ميگه: کيه؟
گرگه ميگه : منم آقا گرگه
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثير صداقتش قرار ميگيرن و درو باز ميکنن
ترجيح مي دهم حقيقتي آزارم بده، تا اينکه دروغي آرومم کنه 
گاو ها هم دروغ ميگن با اينكه تنهان همش ميگن مـــــا
ميشل پوآکار: لازم نيس دروغ بگيم.درست مثل بازي پوکر گفتن حقيقت بهترين روشه .بقيه فکر مي کنند داري بلوف ميزني پس برنده تويي
دروغ می گــــــویی تا من خوشــــــحال شوم!
و من احمــــــق می شوم… تا تو دلگیــــــر نشوي. .!!!!
جز من اگرت عاشق و شيداست بگو
ور ميل دلت به جانب ماست بگو
ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نيست بگو،راست بگو...!
هر چه شنيدي بازگو مکن ، که نشانه دروغگويي است، وهر خبري را دروغ مپندار، که
نشانه ناداني است.
بازم میذارم
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
آه سايه ي عزيز... نمي داني ...... در روزهاي ابري چقدر تنها مي شوم...!
تــو!
همان شقايقِ معروفِ شعرِ خوبِ سهرابي!
تا تــــو هستي،زندگي بايد کرد...
مهتاب چشمات آسمون گيره / وقتي مياي غم از دلم ميره / محتاجتم پاشو همين حالا / فردا براي اومدن ديره 
چي ميشد تو هم منو دوستم ميداشتي نازنين/ جاي گريه رو لبام خنده مي كاشتي نازنين / حالا كه قهري باهام ولي بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتي آشتي نازنين ...
به سکوت سرد مرداب قسم که تو نيلوفر چشمان مني و دل خسته من ميترسد که تو پژمرده شوي که تو مرا به فراموشي شب ها سپري که مبادا به دلم زنگ سياهي بزني ...
تمام رودخانه ها با ديدن دريا خاموش مي شوند .
نزار خالي شم از رويا نگاهم کن اگه حتي تمومه اين سفر فردا
عشق يعني همچو من شيدا شدن / عشق يعني قطره در دريا شدن / عشق يعني ديده بر در دوختن / عشق يعني در فراغش سوختن . . .
سمیرایم ، سمیرایم
گل خوشبوی رویایم
تویی امید امروزم ، تویی رویای فردایم
گل این سرو گیسوی ندارد که تو داری / آغوش گل این بوی ندارد که تو داری / نرگس که فریبد دل صاحبنظران را / این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
خوردن شيريني خيلي راحته ، خواندن داستان شيرين هم راحته ، اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! تو چطوري منو پيدا كردي؟
آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی چرا تنهایی ؟
اگه دیدی یه خرس دنبالت کرد نترس!چون اون فهمیده تو چه عسلی هستی
شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشم و تو آن تنها گلی که نصیب من شده است . ...
تو با اون نگاه گرمت ، توی قلب من نشستی/تو یه احساس قشنگی تو خود آرزو هستی
سلامــتي همه اونايي که آرزو بودن ... ولي خاطره شدن.
اگر به شما عشق ورزیده می شود، عشق بورزید و شایسته این عشق باشید.
تـــــوي قلب عاشق من عشــــق پاکت موندگاره همـــدلم ، هم آشيونم با تــــو، پاييـزم بـــهاره ...
بودم نبودي هستم نيستي نيستم هستي نبودم بودي هستي بودم نبودي هستم نبودم هستي بودي نيستم بودم نيستي نيستم بودي ! ...
تا قاف ترین قله ی هستي ، سیمرغ ترین همسفرم باش، من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم، تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش.
دست سرنوشت زمونه ما رو باهم اشنا کرد خوشبختي توي دنيا ديگه رو به ما کرد حالا که تو هستي کنارم غصه اي ندارم لحظه به لحظه عمرمو هديه از تو دارم ...
در سرتاسر طول زندگي باز همان عشق است که يگانه حامي و ناجي شماست .
- تو تک ستاره ي مني تو راهه چاره ي مني تو اين شباي سوت و کور عمر دوباره ي مني
تقریباً اسم هایی که سه حرف آخرش (اره) داره به اینا میخوره مثل (گلاره- بهاره- و ...) 2- اتل متل ستاره / گلم دوسم نداره / نه یه اس ام اس نه یه زنگ / دلم شده براش تنگ 3- ستاره همه غرورم پيشکش ناز تو باشه تو بمون تا چشماي من با سپيدي آشنا شه ...
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش
دختر اصفهانیه به دوست پسرش می گه شب بیا خونمون اگه موقعیت خوب بود
من یه سکه می اندازم پایین. شب می شه دختره یه سکه می اندازه پایین ولی
هرچقدر وامیسته میبینه پسره بالا نمیاد سرش رو از پنجره بیرون می بره و بهش
میگه چرا نمیای پسره میگه دارم دنبال سکه می گردم دختره میگه بیا بالا
بهش کش بسته بودم الان تو دستمه
بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه «
پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟
اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟میگه ترشی مجانی!!!
از یه اصفهانیه می پرسن وقتی سر یخچال میری چی می خوری «
گفت:کتک
اصفهانیه یه پوسته موز میبینه میشینه کنار موزه. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه:
آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم.
اصفهانی رو میخوان زجر بدند، میبندنش به تیر برق و بهش میگین: کوچه اونطرفی شام «
میدند.
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه
یه روز یه مردی در اصفهان در یه خانه ای را میزنه وآب برای رفع تشنگی درخواست
میکنه دختر بچه ای دم در میاید و یک کاسه دوغ خنک به مرد میده ، وقتی مرد
تا آخر دوغ را سر میکشد به دختره میگه کوچولو شما هر که درب خانه تان را
بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنک میدید دختر بچه میگه نه بابا دیشب مهمان
داشتیم دوغ درست کردیم منتها سوسک افتاد توش برای همین چون
می خواستیم دور نریزیم دادیم شما خوردید ، با شنیدن این حرف مرد
عصبانی میشه و میزنه کاسه دوغ را میشکنه، آنوقت دختر داد میزنه
و میگه مامان - مامان این آقائه زد کاسه غذای سگمان رو شکست
زن اصفهانیه داشته تو حیاط خونه با بچش بازی می کرده، هی مینداختتش بالا
میگرفتتش، می گفته: این دودول چند تومنس؟! این دودول ده تومنس…این دودول صد تومنس!
درهمین حین یک جاهله داشته از اونجاها رد میشده، از تو کوچه داد میزنه: آبجی شوما
که قیمت دستتونس، بیا یک نگاه به مال ما بکن ببین چند میارزه!!!
اصفهانیه تصادف میکنه،پیاده میشه میزنه تو سرش که آخ ماشینم واخ ماشینم. یکی بهش میگه ماشینو بیخیال، دستت قطع شده درد نداری؟ اصفهانیه نیگا به دستش میندازه و میگه یا ابوالفضل ساعتم کوش؟؟ 
بازم میذارم
برچسب:
نویسنده: ali beigi156

به یمن آمدن فرشته کوچکتان به زمین با آسمانی ترین آرزوها برای پر خیر و برکت بودن قدمهای کوچکش
و روح بخشیدن به زندگیتان تبریک مرا پذیرا باشید

قدم نو رسیده مبارک
باز کن پنجره ها را که نسیم، روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرند و بهار، روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است
قدم نو رسیده مبارک
امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدش
انگار که فرشته ای از ازل رسید
تولد فرشته کوچکتان مبارک
تولد نازنین ترین و اهورایی ترین ارمغان زندگیتان را تبریک میگویم.. بهترین آرزوها رو برای شما و نوزداتان دارم
قدم نو رسیده مبارک















برچسب:
نویسنده: ali beigi156
اول سرش رو با تف خیس می کنیم
بعد با دست سیخش می کنیم
بعد خیلی با دقت می کنیم تو سوراخ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.ما که سوزن رو اینجوری نخ می کنیم شما چطور ؟؟
منحرف :||||||||||||||||||
قبل از افطار
(‘.’)
].[/
_/ _
و
بعد از افطار
_(‘.’)_
( . )/
_!/ !_

ﺳﻮﺳﮏ ﻧﺮ ﺑﻪ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﺳﻮﺳﮏ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻣﯽ
ﺷﯽ ! ؟
ﺳﻮﺳﮏ ﻣﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ، ﺑﯿﺎ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﺯﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ :ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ!
ﻣﺮﺩ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﮐﺮﻩ ﺧﺮﺍ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﻮﮔﻞ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﺮﺩﯾﻢ!!؟
ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﮏ ﻧﻤﯿﺮﯾﺰﻩ ؛
ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﻟﻘﻤﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﻤﺎﻟﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ !
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﻦ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﻤﮏ ﺑﻮﺩﻧﻢ!
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ:
ﻧﺎﻇﻢ : ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺍﺭﺩﻭ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ : ﻭﺍﯼ ﺍﺥ ﺟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻥ
ﺍﺭﺩﻭ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﻦ ﭼﯿﭙﺲ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺑﺎ ﮐﻠﻮﭼﻪ ﻭ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ
ﺳﺎﻧﺎﺯ ﺟﻮﻥ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺑﯿﺎﺭ ﻋﮑﺲ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﻢ
ﺍﻭﻧﺠﺎ
...
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﭘﺴﺮﻭﻧﻪ:
ﻧﺎﻇﻢ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺍﺭﺩﻭ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ :
ﺍﻗﺎ ﻫﺮ ﮐﯽ ﻃﻠﺒﻪ ﻭﯾﺴﮑﯿﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﻧﮕﺶ
ﺭﻭ ﺑﺪﻩ.
ﻣﻤﺪ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻪ ؟
ﺍﮐﺒﺮ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﯿﺦ ﺑﯿﺎﺭ ﯾﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﮐﺒﺎﺏ
ﻣﺸﺘﯽ ﺑﺰﻧﯿﻢ
ﺁﯼ ﺁﯼ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﯾﻪ ﻧﺦ ﻭﯾﻨﺴﺘﻮﻥ می چسبه!!!!!!
مامانای نسل قبل: صبح شده بیدار شو دیگه !
مامانای این نسل: صبح شده بخواب دیگه !!!

يوااااااااااااااااااااااااااش
....
اوووووووووووووي
....
آخخخخخخخخخخخخ
...
فشار نده درد داره!
...
تف بزن يا ليزش کن
...
آيييييييييييييييييييييييي
....
کاش قبل عروسي نشونم مي دادي!
...
آيييييييييييييييييييييييي
....
بلاخره رفت تو!
....
چه انگشتر تنگي بود!
اگه گفتي اون چيه که هر چي پسرا ميبرن جلوتر ، دخترا بيشتر جيغ مي زنن ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
سوسک !
دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو
اگه گفتي اون چيه كه مردا در ميارن ، زنا مي خورن ؟
اي بي ادب
اون يه لقمه نون حلاله
اون چيه که زنها باز ميکنند و مردا رو مجبور ميکنند بريزن توش؟
.
.
.
حساب بانکي!
بهم گفت بخواب ؟ خوابيدم ... گفت وا کن ؟ وا کردم ... يه چيزي در آورد کرد توش ... وقتي کارش رو انجام داد خيلي خون اومد ... خيلي ترسيده بودم ... اولين بار بود دندون مي کشيدم
حالا به من نمي دي و ميري به ديگران ميدي؟اس ام اس رو ميگم چرا فکر بد ميکني؟!
اون چيه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نميدن ؟ اولش(ک)، آخرش (ر)
جواب : کار
اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتي شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوري تو ميتوني بدوي ولي اون نميتونه
اون چیه که درازه ، سیخه ، وایمسه ، هیچکار نمیکنه ، فقط وقتی هیجان زده میشه تف میکنه؟؟؟؟؟؟؟
علی دایی
اون چيه كه لاي سينه رد ميشه........ روي رون كشيده ميشه......... يهو ميره توووو قفل ميشههه........................................هي عمووووووووو چقدر فكرت منحرفه، كمربند ايمنيه ديگه 
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
یه روز یه لره میره دستشوئی وقتی می یاد بیرون میبینن دهنش خونیه میپرسن
چی«شده میگه با مسواک خانواده دندونامو شستم0 
به لره میگن: ببخشید شما لرید؟ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!
لره بعد از عمری میره مو می کاره، اسمش حج واجب درمیاد.
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه شو، اول ما، بعد
تو!
لره بالا پشت بوم میخو ابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده
از لره می پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟ 
یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده
بود
به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسد
میلان
لره می خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می پوشه
دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند
لره پاهاش خواب میره، پتو روش می کشه
لره میره توی دل طبیعت، هضم می شه
لره داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می خوردش
یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود
به لره میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی
کیا
ره داشت میگوزید و دور خودش میدوید یه لر دیگه گفت چکار میکنی گفت
میخام گوزمو بگیرم بهش گفت واستا تا من بگیرمش واستا
از لره می پرسن،بزرگترین ریسک زندگیت چیه؟ میگه: یه روز اسهال بودم
گوزیدم..
یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد
سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
به یه لری گفتند با جام جم جمله بساز گفت: من هر روز صبح جام جم میکنم
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش
میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ
گوزی نتنِه باطلش کنه(با لهجه لری)
به لره می گن: اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت
می گیرم
ک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه:
شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلویزیون رو خاموش میکنند، میرن
میخوابن
یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه
یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی
بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی
میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن
اسگله رو اسگله رو ...
به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم
در نهایت خفه می شدیم می مردیم
لره وقتی فهمید که نامزدش میخواد ازش جدا بشه به دختره گفت من از تو باردارم!! 
لره با نامزدش میره پیک نیک.دختره با عشوه میگه بریم لای بوته ها؟لره میگه بریم مو هم ان دارم!!!! 
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
ترکه سرشو بدون آب شامپو میزنه میخواسته بشوره. بهش میگن: چرا آب نمیزنی؟ میگه: آخه رو شامپو نوشته بود برای موهای خشک ! 
ترکه میره پارتی می خونه : می خوام با بوسه گل لبهاتو پرپر كنم یكهو بسییجیا می ریزن تو پارتی تركه ادامه می ده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر كنم 
ترکه میره از این ماشینا میخره که فرمونش سمت راسته . بهش میگن حالا ازش راضی هستی ؟ میگه : راضی که هستم ، فقط نمیدونم چرا هر وقت تف میکنم ، میخوره تو صورت زنم ؟ !
به ترکه میگن نظرت راجع به دوره نامزدی چیه ؟ میگه مثل اینکه بابات برات دوچرخه بخره نده سوار بشی
به تركه می گن سفره حج چطور بود میگه عالی ،خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا همه اخرین مدل یه جای دیدنی هم داشت كه خیلی شلوغ بود من نرفتم
یک روز یک ترکه تو خیابون میرفته یک دفعه یک مگس میاد رو شونش میشینه چند لحظه بعد هم یک زنبور میاد روی اون یکی شونش می شینه ترکه با خودش میگه ما آخر نفهمیدیم گلیم یا گه 
ترکه چتر باز بوده میره برای مسابقه همه میپرن نوبتش میشه آخرین نفر مربیه
بهش میگه حسن بپر میگه نمیپرم میگه چرا؟ میگه دیشب مامانم
خواب دیده موقع پرش چترم باز نمیشه میگه خوب بیا چتر منو بگیر بپر ،
چتر مربیشو میگیره و میپره باز میشه با خیال راحت که میومده
پایین میبینه یه نفر با سرعت نور از بغلش رد شده و داره
میگه حسن مادرتوووووووووو
ترکه چهارشنبه سوری با واجبی نارنجک درست میکه،
میگن این چیه؟ میگه: می خوام وقتی ترکید پشمای همه بریزه



برچسب:
نویسنده: ali beigi156