رشتیه با خانمش دعواش میشه دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه خانمش میگه با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری
به رشتیه میگن از خودت بگو ...میگه تعریف از خود نباشه فرزند سه تا شهیدم
از رشتیه می پرسن به معجزه اعتقاد داری ؟ میگه آره! زندان که بودم زنم حامله شد! 
رشتیه توی قم سوهان فروشی میزنه اسمشو میزاره سوهان فروشی حاج حسین و پدران.
رشتی از زنش میپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابیدی؟ زنش میگه:یکی بغل تو،یکی بغل بابام، یکی بغل مامانم بغل بقیه تا صبح بیدار بودم
رشتی ها خود کفا میشن خودشون بچه دار میشن
یه رشتیه به دوستش میگه تو چقدر بی غیرتی که عکس زنت رو سینه ی حسن آقا خال کوبی شده دوستش میگه تو از کجا دیدی؟ میگه من ندیدم که زنم دیده
رشتیه بچه دار میشه پول نداشته خرج بیمارستان رو بده میره محل داد میزنه میگه نامردا بیان دونگتونو بدید
رشتی با احساس از زنش میپرسه شب عروسیمون یادت میاد زن میگه :آره, چقدر جات خالی بود !!!
رشتیه میره خونه میره حموم میبینه یکی اونجاست:میگه تو کی هستی :میگه من غواصم رشتیه میگه : نمیدونم این ارتش چیکار میکنه دیروز هم یه خلبان تو کمد بود!
رشتیه به زنش میگه: خانم جان دوست داشتی مرد بودی؟ زنه میگه: نه، دوست داشتم تو مرد بودی!
یک ضرب المثل رشتی هست که میگه رسیدی خونه بزن تو گوش زنت تو نمیدونی برای چی زدی ولی اون میدونه برای چی خورده
رشتیه نصفه شب پا میشه آب میخوره میگه سلام بر حسین، یکی از زیره تخت میگه سلام.. عباس آقا..!
خوشت اومد؟؟؟

برچسب:
نویسنده: ali beigi156
تاريخ: جمعه
1 شهريور
1392 ساعت: 21:49